سلام

اولین روزهایی که در ایروان ساکن شدم، زمانی که برای خرید یا پیاده روی با زینب در خیابان قدم می زدم، به این فکر می کردم که برای حفظ این شهر و سرزمین در قلمرو  ایران، چه خون هایی  ریخته شده و چه رشادتهایی صورت گرفته است. افسوس که ...


افسوس که بی کفایتی برخی منجر به امضای قرارداد ترکمنچای شد. بعد به این فکر می کردم که حتما  ساکنان ایروان، از جمله ارامنه  از اینکه شهرشان از ایران جدا شد و  تحت سیطره روس ها قرار گرفت، ناراحت شدند . شاید هم در آن زمان قیامهایی هرچند کوچک بر علیه حاکمین وقت صورت گرفت.

تا اینکه شبی، همسایه و تعدادی از دوستان ایرانی ارمنی مان را دعوت کردیم. برای من فرصت مناسبی بود که برای سوالات متعددی که در این مدت برایم ایجاد شده بود، پاسخ مناسب بیابم. در آن شب مباحث مختلفی درباره آداب و رسوم و ... مطرح شد و همسایه مان، آقای خاچاتوریان نیز با اشتیاق و صبر فراوان به آنها پاسخ داد. از جمله آن مسائل، قرارداد ترکمنچای و  عکس العمل مردم بعد از شنیدن خبر آن بود.

جواب ایشان برایم خیلی عجیب بود. او در پاسخ به من گفت: بعد از اینکه نیروهای ایرانی از ایروان خارج شدند؛ مردم از اینکه  شهرشان به سیطره مسیحیان در آمده بود، خیلی خوشحال شدند. حتی  تا سه روز مردم به جشن و پایکوبی پرداختند.