سلام

هر از گاهی اخباری درباره ممنوعیت استفاده از برخی چیزها در رسانه ها مطرح می شود و با انتشار آن تا مدت ها عکس العمل های متفاوتی در جامعه به وجود می آید. عده ای در حمایت از آن، به تمجید و تعریف از هوشمندی مسئولین بخاطر قانون ممنوعیت می پردازند و سخن از معایب و مضرات استفاده از آن به میان می آورند و گروهی دیگر قانونگذاران را متهم به یکسو نگری می کنند و در معایب قانون طرح شده فریاد بر می آورند که:  فغان! حقوق گروهی نادیده گرفته شد و آنان چه باید کنند و....

یکی از این قوانین که فراز و نشیب های بسیاری را – حداقل در سال های اخیر- تجربه کرده، ممنوعیت استعمال قلیان در اماکن عمومی است. بخاطر دارم در همان زمان، در رسانه  ها از جمله صدا و سیما، برنامه های بسیاری در باب مضرات قلیان ساخته شد. البته جراید هم از قافله عقب نماندند و مقالات بسیاری در این باره نوشته شد. در طرف مقابل نیز مخالفت هایی با تصویب این قانون صورت گرفت.  اما نتیجه آن همه بحث ها و نقد ها چه شد؟!

چندی پیش برای انجام کاری به یکی از مناطق شهر رفتم. هنگام بازگشت، آنچه در آن محدوده توجهم را جلب کرد چند فروشگاه نسبتا بزرگ برای فروش قلیان و لوازم جانبی آن بود که البته بر تابلوی بزرگ سر در مغازه ها اینگونه نوشته بود: "صنایع دستی"،  اما داخل فروشگاه غیر از قلیان، تنباکو، پیپ و فندک چیز دیگری یافت نمی شد!

این مطالب مقدمه ای بود برای مطرح کردن این پیشنهاد که : تاکنون مسئولین فرهنگی راهکارهای متفاوتی را برای ارتقاء فرهنگ کتابخوانی در جامعه اجرا کردند. قضاوت در باره موفقیت یا عدم موفقیت آنان را بر عهده دوستان عزیز می گذارم. اما من هم بعد از ماجرای قلیان و فروشگاه هایش پیشنهادی به ذهنم رسید و آن اینکه مسئولین محترم  قانونی تصویب کنند که در آن خواندن کتاب در اماکن عمومی ممنوع اعلام شود!

 امیدوارم در نهایت این امر منجر به ترویج فرهنگ کتاب خوانی و گسترش کتاب فروشی ها گردد!