سلام

این روزها به شدت درگیر پایان نامه ام . خیلی کم از خانه بیرون می روم و به ندرت با دوستانم در ارتباطم. فقط روزهای سه شنبه ، آن هم برای شرکت در جلسه کتاب خوانی که زیر نظر استاد قنوات برگزار می شود ، تنها یکی دو ساعت به دانشکده می روم و قبل از برگزاری جلسه سری به کتابخانه می زنم.

این خانه نشینی اجباری و محدود کردن ارتباطات ، حس بسیار بدی را در من ایجاد کرده است. حس تکرار و تکرار و باز هم تکرار. هر چند شب ها قبل از خواب سعی می کنم به خودم تلقین کنم انسان شادی هستم و از این حالت فرار کنم ولی صبح وقتی کارم را آغاز می کنم دوباره این حس به سراغم می آید.

سرگرمیم دراین مدت تنها وبلاگ است و گاه شوخی با دوستان در پنجره و یا وبلاگ هایشان . اما آن خوشی هم بسیار ناپایدار است و من می مانم و کتاب ها و پایان نامه .