سلام

دو - سه ماه  پیش به دنبال مطلبی، در اینترنت جستجو می کردم که در یکی از سایت ها مطلبی با عنوان "اولین بستنی در ایران ساخته شد" توجهم را به خود جلب کرد.بنا بر نظر نویسنده محترم جریان از این قرار بود که :


« در روزگاری نچندان دور دراواخر دوره قاجار " آقا کریم"ی بود یخ فروش . یک روز آقا کریم  بطور اتفاقی مقداری شیر و شکر و ثعلب را با هم مخلوط کرد و ناگهان متوجه شد ماده سفید و خوشمزه ای بدست آمده است و نامش را بستنی گذاشت. اشراف و ثروتمندان مشتری ثابت بستنی های آقا کریم بودند و نام آقا کریم که به کریم بستنی شهرت یافته بود بر سر زبان ها افتاد.

 بعد از مدتی آوازه این اختراع شیرین به سفارت انگلیس رسید . از کریم خواستند مقداری از آنرا به سفارت ببرد. جناب سفیر بعد از خوردن بستنی ، از طعم و مزه آن ابراز تحیر نمود و با لهجه خاص خود گفت :« اوه... این دسر خوشمزه ایست . از شما می خواهم دستور ساخت  آن را به بریتانیا ببرید و من به افتخار شما نامش را آیس کیریم (کیریم همان کریم است با لهجه جناب سفیر) نامیدم.»

از آن روز به بعد "آقا کریم " یا همان "کریم بستنی " برای دادن سفارشات بستنی سفارت انگلیس زیاد به آنجا رفت و آمد می کرد تا اینکه یک روز با خانمی انگلیسی که با او در سفارت آشنا شده بود ، ازدواج کرد و از ایران رفت و این آغازی برای جهانی شدن بستنی بود.»

راستش با خواندن این نوشته و دیدن آن در وبلاگ های دیگر و مقایسه آن با تاریخچه بستنی منتشر شده در  دایرة المعارف ها ، فقط یک نکته به ذهنم خطور کرد و آن هم جمله ای بود که استاد محترم درس  فلسفه تاریخ بارها و بارها گفته بودند که متاسفانه  « باغ تاریخ بی پرچین است.»

باعث تأسف است که گاه آنچه در جایی به اسم تاریخ نوشته می شود و بصورت وسیعی منتشر می شود،  افسانه و داستانی بیش  نیست و از آن تأسفبارتر آنست که نویسنده این داستان ، گاه چیزی جزء تمایلات و تعصبات  ملی و مذهبی در سر ندارد و گاه بیان حقیقت و ذکر واقعیت، تنها نکته ای است که هنگام نگارش به آن فکر نمی کند.