سلام

سال 84 بود که با باربی آشنا شدم . دختری زیبا و دوست داشتنی با چشمانی مهربان و نگاهی نافذ اما ...

 


آن زمان زینب(دخترم) 1 ساله بود و من تصمیم گرفتم هیچ وقت برای او باربی نخرم و پای این مهمان ناخوانده را به خانه باز نکنم . من براجرای  این تصمیم ، مصمم بودم  تا اینکه  دو سال پیش در جشن فارغ التحصیلی  دوره پیش دبستانی (!) ، وقتی فرشته مهربان (!) هدایایی را به بچه های خوب داد ، فقط زینب و سه – چهار دختر دیگر عروسکی غیر از باربی هدیه گرفتند. آنچه در نگاه  زینب و آن چند دختر، من را به فکر فرو برد، حسرت همبازی شدن با باربی بود ...