سلام

 بالاخره تعطیلات تابستان شروع شد. البته زینب که تقریبا از اول خرداد تعطیل شده بود و من یک نفس راحت کشیدم. رفتار زینب بالعکس دوران تحصیل خودم است. من از مدرسه که می آمدم بعد از اندکی استراحت مشق هایم را می نوشتم و بعد بازی می کردم و زینب درست بالعکس اول بازی می کند و بعد در دقیقه نود که چه عرض کنم در دقایق اضافه شروع به نوشتن مشق می کند و من هم که قبل از آن نگران به تعویق افتادن نوشته شدن مشق های زینب بودم، حالا باید غر و لندهایش را موقع نوشتن که بیشتر بخاطر خستگی ناشی از بازی کردن و سی دی کارتون دیدن و آخر شب بودن است، تحمل کنم.  بخاطر همین هم تعطیل شدن مدارس بیشتر از خوشحال کردن زینب بخاطر رهایی از درس و مشق، من را خوشحال کرد. راستش برای سر وقت و به موقع مشق نوشتن او کارها و ترفندهای مختلفی را بکار بسته بودم. به گمانم اگر نیمی از نقشه هایی که برای این کار کشیدم را  مذاکره کنندگان هسته ای بکار می بستند تا کنون مسأله هسته ای که حل می شد هیچ، ما قدرت اول اتمی جهان شده بودیم.

خوب این هم یکی از دردسرهای کوچک مادرها برای درس خواندن و پیشرفت علمی فرزندانشان است.