بخاطر ساحل...

سلام

از همان اول بر صندلی، گوشه ای نشسته بود. چهره اش برایم آشنا نبود . خانمی حدودا بیست و هشت _ بیست و نه ساله که احساس می کردم باری بر دوشش سنگینی می کند. حدس زدم مهمان است و با دوستش  به سر کلاس آمده. بعد از آنکه کلاس تمام شد و دور و برم کمی خلوت شد، کتاب و لیست اسامی را در کیفم گذاشتم و تلفن همراهم را بیرون آوردم... دو تماس بی پاسخ از منزل و یک پیام جدید...

- ببخشید ... ، اگر اشکال نداشته باشد، دوستم می خواهد چند دقیقه وقتتان را بگیرد .

سرم را بلند کردم. به چهره نگران و ناراحت دختر نگاهی کردم و گفتم : « در خدمتم ، اما اگر اجازه بدهید ابتدا تماسی با منزل بگیرم.»

آرام آرام به سمت من آمد و مقابل میز ایستاد.

می خواست سخن بگوید اما نمی توانست . بغضی راه گلویش را بسته بود. برای اینکه با من احساس صمیمیت کند و به سخن گفتن تشویق شود ، گفتم :« با تعطیلی روزهای پنج شنبه مدارس ، ما کمی به دردسر افتادیم. قبلا برنامه ام رو طوری تنظیم کردم که حتی المقدور، وقتی دخترم خانه است، منزل باشم ولی الان همه چیز به هم ریخته.»

لبخندی کم رنگ بر لبانش نقش بست و گفت :« مدرسه ساحل هم ، پنج شنبه ها تعطیل است . البته من او را پیش مادرم می گذارم ...یعنی مدتیست من و دخترم پیش آنان زندگی می کنیم.» و بعد سکوت کرد.

آرام آرام شانه هایش لرزید. مدتی گریه کرد و کمی آرامتر شد و بعد با صدایی آمیخته با خشم و نفرت  گفت: «گناه من چه بود ؟ ساحل چه گناهی کرده ؟ می خواهم طلاق بگیرم... مردی که با داشتن دختری 7 ساله ، می خواهد با زنی ازدواج می کند که بچه هایش به دبیرستان می روند لیاقت پدر بودن برای ساحل را ندارد ...» 

 

/ 16 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داش دیوونه

چه فرقی میکنه آبجی مادر طلاق گرفته یا بابای دو زنه ؟ هر دوش به یه اندازه مزخرفه ، بعدم سایه ی اون بابایی که دلش هر دقیقه یه جاست میخوام کم کم از سر بقیه کم نشه یهو کم بشه . البته حالا که خوب فکر میکنم میبینم بدم نیست آدم یه زن دیگه هم بگیره ها البته فقط واسه اینکه کمک حالی باشه واسه ی همسر اول [قهقهه][قهقهه][قهقهه]

مریم

سلام تعدد زوجات که بحث طولانی داره و کلی روش میشه حرف زد! فقط در یک جمله بگم تعدد زوجات الان ابزاری شده برای اکثر مردانی که نه بخاطر حل کردن مشکل خانم ها بلکه به دلایل دیگه ای از این راه استفاده میکنن متاسفانه!

مریم

در مورد این مساله هم بنظر من مرگ یه بار شیونم یه بار. این طور زندگی ها تاثیر بدتری رو روحیه ی بچه داره تا زندگی بدون پدر. از طرفی فکر نمیکنم هیچ زنی دوس داشته باشه همسرش و عشقش رو با کس دیگه ای شریک باشه و با ادامه ی این زندگی فقط باید عذاب بکشه

مریم

مرگ موش دادن به این جور مردا بهترین راه حله! البته من باشم دلم با مرگ موش خالی نمیشه و از دستام جهت خفه کردن طرف استفاده خواهم کرد بلکه درس عبرتی شود برای سایر مردها! [متفکر] [متفکر]

علامی

با سلام به هیچ وجه طلاق در اول کار چاره راه نیست. بلکه مشکلات پیش روی این مرد را کم میکند اگر این خانم صبر کند و تاکید کند که طلاق نمی خواهد معمولا 6 ، 7 ماه نشده این مرد بر می گرده و زن دومش رو رها می کنه ،اینگونه ازدواجهای مجدد ،اکثرا جنبه روانی دارد و اگر این خانم محبتش را به همسرش افزایش دهد به زودی مشکلش حل می شود

رضوی

پیشاپیش، پشتاپشت، پس و پیش، جفت پا، با کله، از ته دل، *عیدت مبارک* [قهقهه]

داش دیوونه

آقا ما آخر نفهمیدیم چکار کنیم ؟ یه زن دیگه بگیریم ؟ نگیریم ؟ اصلا کسی دیگه بهمون زن دیگه میده ؟ [قهقهه][قهقهه][قهقهه]

حاجری

خدمت دوست دیوانه ام عرض کنم که فکر نکنم به دیوانه ها اصلا زن بدند، چه رسد به یکی دیگه...

داش دیوونه

از کجا میدونید ؟ لحن شما به نظر درد آشنا میاد [قهقهه]