پا در کفش تاریخ - 1

سلام

چندی پیش کتاب « ارزیابی شتابزده » از نوشته های زیبای جلال آل احمد را می خواندم.

عنوان اولین مقاله این کتاب که در سال 1343 نوشته شده ، "سرکه «نقد» یا حلوای تاریخ؟ " است.

در این مقاله مرحوم آل احمد، ضمن بیان نظر مرحوم عباس اقبال مبنی بر لزوم گذر زمان بر حادثه ای تاریخی و سپس نگارش آن (نوشتن تاریخ یک حادثه بعد از گذشت صد سال از آن) ، دیدگاه خود را مبنی بر رجحان نگارش تاریخ در زمان وقوع حوادث مطرح می کند. ایشان در مقاله خویش چنین نگاشته اند :" من فکرش را که می کنم می بینم به انتظار گذر چنین صدسالی نشستن یعنی حق قضاوت را از تو که یکی از چشندگان این دست پخت روزگاری – گرفتن و همین حق را به نازپرورده صدسال زیر لحاف گرم تاریخ خوابیده (،)دادن!"

نوشتن تاریخ در زمان وقوع حوادث ،همان گونه که نظر جلال بر آن است، فوایدی دارد و معایبی. یکی از فوایدش همان است که مرحوم آل احمد اشاره نمودند. دیگر آنکه مسلما کسانی که خود در بستر یک حادثه اند، گاه به اموری دسترسی دارند که آیندگان از آن محرومند . اما ، گاه یک حادثه عواقب و پیامدهایی را دارد که تنها گذر زمان ، آنها را مشخص می کند و مورخی که بعد از سالها به آن ماجرا می پردازد، از آن عواقب و پیامدها مطلع است. از سوی دیگر، چه بسا،  مورخی که در زمان وقوع حادثه آن را می نگارد، به دلیل عدم آگاهی از برخی مسایل (مانند دستهای پشت پرده ای که معمولا بعد از سرنگونی یک حکومت افشا می شوند)، دچار قضاوت عجولانه و ارزیابی شتابزده شود و نتواند آن چنان که باید، از عهده کار سنگین و سخت نگارش تاریخ برآید.

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

به نظرمن تاریخ با گذر چندین سال میشه تاریخ و ارزشمنده. اتفاقاتی که الان میفته چندان ارزش تاریخی شاید نداشته باشن و با گذر این سالها واقعیات پیدا میشن. پس چقدر خوبه که نوشته هایی از زمان وقوع حادثه هم داشته باشیم و این خودش میشه یه تاریخ دیگه از مثلا طرز تفکر و برداشت یک نفر در مورد اون واقعه در زمان وقوعش

رضوی

اگر مورخ اکثر منابع و اسناد را در اختیار داشته باشد،حتی بعد از گذشت اندک زمانی نسبت به آن رویداد تاریخی می تواند تحلیل خوب ارائه دهد

داش دیوونه

منم با نظر مریم موافقم یه حادثه تا تمام دنباله هاش به نتیجه نرسن و مسدود نشن رو نمیشه تاریخ دونست و تاریخ نویس باید از لابلای خاطرات دیگران واقعیت رو استخراج کنه .

سوگند

خیلی خوب بود...دوس داشتم ی نظر طولانی تر بدما ولی نظری ندارم...اخه من زیاد اهل کتاب خوندنو این چیزا نیستم...اومدم بگم اپم و هم مطلب قشنگتو بخونم..موفق باشی عزیز

سما

به راستی گذر زمان خیلی چیزها را ثابت می کند.چه خوب چه بد!

نظری

فکر میکنم نوشتن تاریخ یک واقعه، باید کاری پیوسته در طول سالهای متمادی باشه. یعنی نوشته معاصران یا نزدیکان واقعه همانقدر مهم اند که نوشته های متأخرتر وجدیدتر. اهمیت آن نوشته ها به دلیلی است و این نوشته ها به دلیلی.

داش دیوونه

از اینکه به پنجره سر میزنم بسی از خود متشکرم [قهقهه][گل]

ورنوس

اگر بخواهیم در مباحث تاریخی پیشرفت کنیم بایستی به مسائل روز مثل تاریخ های شفاهی و موضوعات بین رشته ای مثل تاریخ نفت بیشتر توجه کنیم .

رفیق

سلام به نظر من هم تا نوشته ها و اسناد مربوط به ی حادثه یا رویداد در زمان وقوعش نوشته نشه و حتی بررسی های بعدی که روی حادثه صورت میگیره نباشه تاریخ درستی نمیشه نوشت .نمونه ای که خود من دیدم مربوط به یکی از عملیات های دفاع مقدس بود که با خاطرات ی رزمنده میشه از توش چیز های خیلی ارزشمندی به دست آورد . شاید چندین بار یه فرد عادی بخونه چیزی به دست نیاره ولی دست اهلش که بیفته چیزای ارزشمندی میشه به دست آورد . به نظر من اینم ی نمونه ی تاریخیه.