رمضان در تاریخ - 3

"شبهاى ماه رمضان را بخصوص در تابستان، مردم تا صبح بیدار می ماندند و این کار در تمام طبقات مرسوم بود. بعضى مشغول عبادت و خواندن دعا و قرآن می شدند و براى درک ثواب هر شب تا صبح بیدار می ماندند. زمره‏ اى، شبها بیدار می ماندند که صبح‏ها لامحاله تا نزدیک ظهر بتوانند بخوابند و اثر روزه در آنها کمتر باشد. بالاخره دسته سومى هم بودند که شب را به قمار صبح می کردند و می گفتند اگر باین سرگرمى مشغول نشوند، ناچارند بخوابند و روز دیگر خواب نمی روند و روزه براى آنها مشکل خواهد شد. این دسته بیشتر اعیان زاده‏ ها بودند ولى روزه را در هرحال می گرفتند و اگر اشخاصى بودند که می خواستند طفره بروند، چون حتى در خانه خود هم جائى نداشتند که روزه‏ خورى کنند، ناچار بودند همرنگ جماعت باشند. 

مرحوم احمد منشور می گفت با برادرم «موقر» شبى در مجلس قمار تا صبح مشغول بودیم، چون به سحرى نرسیدیم روزه را خورده بعد بمنزل آمدیم، خبر روزه‏ خورى ما زودتر از خودمان بمنزل رسیده بود، همین که وارد شدیم مادرم از ما رو گرفت، چند روز با ما مثل جذامی ها رفتار می کردند، قدغن شده بود نوکر و خدمتکار دور و ور ما نمی آمدند( بیایند)، غذا که براى ما می آوردند، در اطاق گذاشته فرار می کردند، ظرفهاى غذاى ما را علیحده و مخصوصا در حضور ما کنار حوض خاکمال می کردند، تا بالاخره به وساطت برادرهاى بزرگتر ، ما را توبه رسمى دادند، آنوقت ما را بعضویت خانه پذیرفتند.

مسافرى که بعد از ظهر به شهر وارد شده و روزه نبود، اگر از خانه بیرون می رفت، تا برگشتن به خانه لب‏ خشک بود.ناخوشها که شرعا باید روزه خود را بخورند، در بیرون خانه همرنگ جماعت بودند.

اگر کسى پیدا میشد که بخواهد خود را ناخوش قلمداد کرده و بدینوسیله روزه‏ خورى کند طبیبى که تصدیق مرض بدهد ولو شفاهى و براى متقاعد کردن اهل خانه هم باشد، گیر نمی آورد.

اطباى آن دوره حتى یهودی هاى آنها، ولو براى روزه‏ خورى هم، احترام تصدیق خود را داشتند و مثل امروز براى خواهش دوست و رفیق و جلب ماده تصدیق غیرواقع نمی کردند."

/ 10 نظر / 4 بازدید
...

چقدر دوره زمونه عوض شده الان تا به مردم میگی روزه ام انگار باباشونو کشتی[ناراحت] مرسی جالب بود مخصوصا اونکه قمار میزدن تاصبح اونم با زبون روزه[نیشخند]

نظری

سلام مطلب خیلی خوبی بود. نکته جالبش اینکه این بنده خدا شصت- هفتاد سال پیش فکر می کرده جامعه ایران داره رو به تباهی اخلاقی میره و ما هم یه همچین حسی داریم. مخصوصا آنجا که حتی اطبای یهودی دوره های قبل تر را با شرف تر از اطبای دوره خود می دانسته.

حاجری

سلام. د رکتابی خوانده بودم که رهبری توصیه هایی کرده بودند برای خواندن بعضی کتابها، کتابهایی چون دن آرام و همین اثر مستوفی. متن حاضر هم گویای سادگی نثر واطلاعات جامعه شناختی مفیدی که از عصر خود می دهد، می باشد. خطاب به ... عرض کنم که ویل دورانت در کتاب درسهای تاریخ بحث کوتاه و جالبی در مورد اخلاق و تاریخ دارد و به زیبایی به دگرگونی های اخلاق در گذر زمان می پردازد.

یه تاریخ تمدنی

من که جزو دسته ی دومم.از وقتی ماه رمضون شده همیشه دو سه ساعت بعد افطار میشینم پای تماشای سریال(منظورم سریالهای آمریکاییه نه چرندیات تلویزیون خودمون)تا وقت سحر.از اون طرف هم تا دو،سه ی بعدازظهر خوابم

...

یه شب منم به داداشام گفتم بیاین بعد سحری و نماز بشینیم تا ظهر تخته بزنیم و بعد بخوابیم به زور کردنم تو حموم در رو هم قفل کردن گفتن یالا صد بار بگو خدایا غلط کردم تا درو باز کنیم [ناراحت] هرچی گفتم تو یه وبلاگ خوندم تاثیری نداشت[ناراحت][گل]

مریم

سلام بالاخره پس از رایزنی های دوستان ناباب اینترنتمو وصل کردم [نیشخند] امیدوارم دوباره معتاد نشم و تفریحی بزنم یعنی تفریحی سر بزنم به اینترنت! مطلب جالبی بود. برعکس الان که یه جاهای عمومی مثل خیام و...که میری حس نمی کنی ماه رمضونه

...

هر جا هستید موفق باشید خواهر بزرگوارم[لبخند]

...

سلام کم پیدا هستید بانوی بزرگوار[گل]