اندر حکایت یک بخشنامه !

سلام

چندی پیش خبر بخشنامه ای منتشر شد مبنی بر حذف نام سلاطین و پادشاهان از کتب درسی .در همان زمان واکنش هایی از سوی صاحب نظران و هنرمندان صورت گرفت.

اکنون که  چند ماه از ماجرا گذشته، به ذهنم رسید، در حال حاضر که کمی آب ها از آسیاب افتاده است، نگاه دیگری به این مساله بیاندازم .

فرض کنیم اگر این بخشنامه عملی و اجرایی شود چه مشکلات و مسائلی ممکن است بوجود آید. به عنوان مثال :

اگر بخواهیم مطلبی مربوط به شاه و سلطانی که در یک سلسله بوده است بنویسیم و از طرف دیگر نخواهیم نامش را بیاوریم ،چگونه باید مخاطبان را از آن فردی که در ذهن ماست آگاه کنیم. مثلا اگر بخواهیم مطلبی درباره سلسله افشاریه و موسس آن بیاوریم بجای کلمه «نادر شاه افشار » چه باید بنویسیم و چه باید بگوییم . فرضا باید نوشت:" « نادر افشار» در سفرش به قصر شیرین پیمان نامه ای را امضا کرد. " از کجا معلوم خواننده منظور ما از نادر افشار را بفهمد شاید فکر کند این نام فردی است که در اطرافیان ما زندگی می کند و چه بسا فردی با همین نام در اطرافیان او باشد و با دیدن آن به یادش بیفتد و .... حال چگونه او را پیدا کنیم و به او بگوییم منظور وهدف ما از نوشتن این نام، موسس سلسله افشاریه بوده و منظور از پیمان نامه، قراردادی بین ایران و عثمانی است، نه چیزی دیگر.

ویا در جایی که بخواهیم وجه تسمیه «بندر عباس» را بیاوریم، اگرنخواهیم نام شاه عباس صفوی را ذکر کنیم ، چه باید بنویسیم؟ در آنجا هم باید بنویسیم «عباس صفوی» در آن صورت  شاید مشکل نادرشاه افشار تکرار می شود.

مساله به اینجا ختم نمی شود. مثلا اگر بخواهند این بخشنامه را وسیعتر کنند و هرگونه واژه ای  که درونش شاه و سلطان و مَلِک داشته باشند را ممنوع کنند، چه پیش می آید؟

مثلا استاد علوم سیاسی در سر کلاس هایش این گونه توضیح می دهد که : " ما در جهان دو نوع حکومت داریم .نوعی که در آن مردم برای سرنوشت خویش تصمیم می گیرند که آن را دموکراسی گویند و همه مردم با انتخابات رییس جمهور خویش را انتخاب میکنند  و حکومتی دیگر که فردی با زور و قدرت نظامی یا وراثت رییس مردم می شود و خود را .... می نامد. به نظر شما بجای ... چه باید بگوید؟

یا در علوم پزشکی به آن رگ مهمی که از قلب به مغز می رود و با قطع شدنش، فرد جان بجان آفرین تسلیم می کند بجای «شاهرگ» چه باید گفت مثلا «وزیر رگ»؟!

این مشکل در ادبیات نیز وجود دارد . برخی کتابها دارای عنوان ممنوعه خواهند شد مثل « شاهنامه» و «شاهزاده و گدا». یا برخی ابیات و نوشته های کهن دچار سانسور و تغییر کلمات خواهند بود. مانند این بیت از حافظ شیرازی :

«ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی            دل بی تو بجان آمد وقت است که باز آیی»

مثلا باید گفت:"ای نخست وزیر خوبان داد از غم تنهایی ...." که در این صورت تن حافظ بیچاره بخاطر بهم ریختن وزن شعرش در گور می لرزد.

ویا این بیت از سعدی :

"من از آن روز که دربند توام آزادم               « پادشاهم» که به دست تو اسیر افتادم"

بجای پادشاه چه باید گفت؟

در شعر مولوی که می گوید:

" ای «شاه» جسم و جان ما خندان کن دندان ما

  سرمه کش چشمان ما ای چشم جان را توتیا "

بجای واژه «شاه» بیاوریم : « دکتر» و بگوییم:

 " ای «دکتر» و جانان ما خندان کن دندان ما 

  سرمه کش چشمان ما ای چشم جان را توتیا "؟!

 

ویا اگر بخواهند بگویند "این بیت «شاه بیت» غزل یا قصیده است." بجای« شاه بیت» چه واژه دیگری بیاورند؟«رییس بیت» ؟

با برخی ضرب المثل ها چه کنیم؟ مثلا آن جایی که می گوید:"«شاه » می بخشد وزیر نمی بخشد" بگوید:" مقام عالی رتبه می بخشد، وزیر نمی بخشد؟ "

این بحث در جغرافیا هم مشهود است. در صورت اجرایی شدن بخشنامه، برخی نام مکان ها و رودها که دارای کلمه «شاه» و مانند آن در ترکیب خود هستند ،دچار اشکال خواهند شد مانند : «شاهرود» ،« شهریار(نام شهری نزدیک تهران)» ،« شهسوار»

در جایی دیگر اگر بزرگان می گویند:" در دوران کودکیشان یکی از خوراکی های محبوبشان گندم و «شاهدانه » بود."  آنها را توبیخ کنیم که دیگر کلمه «شاهدانه » را بکار نبرند و بجایش بگویند "گندم و از اون چیز خوشمزه ها "

محدوده این تغییر تنها به این جا بسنده نمی شود و دامن علوم دیگر از جمله گیاه شناسی و جانورشناسی را خواهد گرفت.

در گیاه شناسی به آن گیاه که ما آن را به عنوان سبزی خوردن تناول می کنیم و نخواهیم نام«شاهی » را بر زبان بیاوریم چه باید بگوییم . مثلا «پریزیدنتی » و یا حتما بجای نام گیاه زیبای «شاه پسند» باید بگوییم « مدیر پسند » وبجای نام میوه «شاه بلوط» هم « سرور بلوطان» و بجای «شاه توت»، « بزرگ توت سیاه رنگ»  یا «از اون توت سیاه ها»

در جانور شناسی به «پنگوئن های امپراطور» اگر امپراطور را مترادف شاه بدانیم چه بگوییم؟ مثلا « گُنده ی  پنگوئن ها» و یا « شاه ماهی » را هم «بزرگ ماهیان از اون لحاظ» بنامیم ؟

در دنیای  کودکان نیز این بخشنامه تأثیر شگرفی خواهد داشت . مثلا بچه ها دیگر نمی توانند بازی« شاه و وزیر » را انجام دهند و یا دیگر داستان «دختر شاه پریون » برایشان گفته نخواهد شد .

خلاصه همه چیز به هم میریزد و مدت زمان طولانی سپری می شود که فرهنگستان علوم و ادبیات فارسی جایگزین های مناسبی برای همه موارد ذکر شده و موارد دیگر بیابد و تازه به کار بستن واژه جدید خود به زمان طولانی تری نیاز خواهد داشت.

                                                                  

/ 7 نظر / 7 بازدید
مریم

سلام نکات جالبی بود. جای بسی تامل داره واقعا [قهقهه]

علـــــــــــی

[گل]

رضوی

الته فراموش نکنید که این کار اوایل انقلاب اجرا شد. مثلا اسم مسجد شاه عباس اصفهان را گذاشتن مسجد امام یا موارد دیگر. مطلبتون بسیار زیبابود

تقوی

سلام خیلی از این تغییر نام ها به خاطر تعصبات بی جا بود. مثلا همین مسجد شاه که بعد انقلاب شد مسجد امام. این شاه اصلا ربطی به اون شاه نداشت ولی گویا دوستان به کلمهٔ شاه هم آلرژی پیدا کرده بودند! در مورد جانشینی لغات هم نباید زیاد نگران باشیم، چون دوستان فرهنگستان ادب، شبانه روز! در حال تلاش برای معادل سازی واژگان به فارسی هستند. همین چند روز پیش هم چند واژهٔ جدید تصویب شد. مثلا بجای چیپس،‌ زان پس گوییم برگک.

سلام بر شما دوست عزیز خیلی خوبه که نسبت به مسائل حساس هستید و آنها را مورد توجه و بررسی قرار میدید.مطلب جالبیه، خیلی خوب و همه جانبه بررسی کردید. ان شاءالله موفق باشید

حاجری

سلام. در مورد واژه های جدید توسط فرهنگستان باید بگویم که علت تمسخر در به کاربردن این واژه ها بعضا نو بودن آن است و اینکه جا نیافتاده اند، و فکر کنم باید بکوشیم تا آن را مورد استفاده قرار دهیم به جای لبخند زدن..... به هر جال چند متخصص زبان فارسی به این نظر رسیده اند که چنینی واژه هایی مناسب است، اگر می خواهیم رد کنیم و بگوییم « چه واژه گزینه ای ...» باید دلیلی علمی ارائه دهیم.

داش دیوونه

به نظر من اگر کلا بگویند نه اسم شاه و سلطان و ارباب و رئیس را بیارید و نه اسم و فامیلش را بهتر است چرا که بچه تنبلهای کلاس هم نمره ی خوبی میگیرند مثلا اگر بپرسند نام موسس سلسله ی اشکانی که بود همه بدون دغدغه جواب میدهند همون یاروئه دیگه و فرزندان این مرز و بوم راحت میشوند . به جای شاه هم در کلماتی مثل شاه بلوط یا شاه ماهی یا پنگوئن امپراطور میشود از دو پیشوند ابر و سوپر استفاده کرد مثلا سوپر پنگوئن یا ابر بلوط یا ابر دانه یا به جای شاهرگ میشود گفت همون یارو رگه یا حتی میشود به جای این کلمات چشمک زد مثلا دقت کنید : [چشمک] عباس = شاه عباس البته باید دقت کرد سر کلاس عباس نامی نباشد که سو تعبیر شود . یا در این بیت به جای پادشاه اگر همان چشمک باشد قبول کنید بیت بسیار عمیقتر درک میشود من از آن روز که دربند توام آزادم « پادشاهم» که به دست تو اسیر افتادم موید باشید [لبخند][گل]