پایان نامه ، من و دیگر هیچ ...

سلام

این روزها به شدت درگیر پایان نامه ام . خیلی کم از خانه بیرون می روم و به ندرت با دوستانم در ارتباطم. فقط روزهای سه شنبه ، آن هم برای شرکت در جلسه کتاب خوانی که زیر نظر استاد قنوات برگزار می شود ، تنها یکی دو ساعت به دانشکده می روم و قبل از برگزاری جلسه سری به کتابخانه می زنم.

این خانه نشینی اجباری و محدود کردن ارتباطات ، حس بسیار بدی را در من ایجاد کرده است. حس تکرار و تکرار و باز هم تکرار. هر چند شب ها قبل از خواب سعی می کنم به خودم تلقین کنم انسان شادی هستم و از این حالت فرار کنم ولی صبح وقتی کارم را آغاز می کنم دوباره این حس به سراغم می آید.

سرگرمیم دراین مدت تنها وبلاگ است و گاه شوخی با دوستان در پنجره و یا وبلاگ هایشان . اما آن خوشی هم بسیار ناپایدار است و من می مانم و کتاب ها و پایان نامه .

/ 7 نظر / 14 بازدید
رضوی

تکرار هم جزئی از زندگی است.و اکثر افراد به دلیل شرایط زندگی و کاری که با آن مواجهه هستند روزها برایشان تکراری است.ولی با این وجود انسان بایستی سعی در جذابیت کردن و بهینه سازی زمانی که در آن سپری می کند باشد.

89/1

انشاالله که زودتر همه مون راحت بشیم!

مریم

خطاب به 89/1 چه دل پری دارید ها!!! خانم دهقان نبینم زندگی تکراری شده براتون. ما کلی برنامه ریختیم واسه جلسه ی دفاع شما... [نیشخند][خنده][خنده]

تقوی

پایان نامه آخرش خوش است....

سما

زندگی یک اثر هنریست نه یک مساله ریاضی پس به آن فکر نکنید، از آن لذت ببرید

داش دیوونه

البته آبجی آشپزی و بچه داری هم میتونه تفریح خوبی باشه در این ایام و الالم [نیشخند]

یک دختر

آخی.ایشالا که با نمره ی بیست دفاع کنید:)